X
تبلیغات
Bollywood

Bollywood

چرا نظر نمیدین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه عکسه ناز از پریتی زینتا :

زوج ثروتمند و زیبایه بالیوود . ( البته دختره خیلی خوشگل تره )

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:0  توسط مرضیه  | 

سلام بچه های بالیوودی .

امیدوارم ازمطالبم خوشتون بیاد .

عکس فیلمه محشره دوم ۲

اینم عکسه نامزده سلمان خان که خیلی دوستش داره .

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 12:56  توسط مرضیه  | 

نظرررررررررررر ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:3  توسط مرضیه  | 

فيلم : بانتي اوربابلي

بازيگران : راني موكي جي . آبشيك پاچان . آميتاب پاچان
راكش ( آبشيك ) پسر جوان و پر جنب و جوشي است كه آرزوهاي فراواني دارد. خانواده راكش دوست دارند او هم مانند پدر خود به اداره برود واستخدام شود تاآينده مطمئني براي خود بسازد . اما راكش هيچ علاقه اي به شغل پدرش ندارد .او آرزو دارد تا آدم مهم و ثروتمندي شود او مي خواهد كارهاي بزرگي انجام دهد و آدم معتبري شود . اماوقتي پدر و مادرش حرف ها و آرزوهاي او را مي شنوند ناراحت شده و مي گويند او اشتباه مي كند .راكش نيز وقتي مي بيند آنها آهميتي  به حرفها و آرزوهاي نمي دهند تصميم خود را گرفته و شبانه از خانه خارج مي شود و تصميم دارد به جاي برود كه به آرزوهايش برسد. از طرفي ديگر در دهكده كوچك دختري به نام ويمي ( راني ) زندگي مي كند كه روياها و خيالات زيادي در سر دارد . او نمي خواهد مانند ديگر دختران همسن و سال خود زود ازدواج كند او نمي خواهد براي هميشه در آن شهر بماند و زندگيش را هدر دهد . ويمي فكر مي كند زيبايي و جذابيت خاصي دارد و كه در آن روستاي كوچك كسي متوجه اش نيست و او بايد به جاي ديگري برود  تا بتواند از توانايي ها و استعدادهاي خود استفاده كند .

 

ويمي مي خواهد در مسابقات دختر شايسته و ملكه زيبليي شركت كند و مطمئن است كه مي تواند موفق شود . اما خانواده او كاملا مخالف هستند و اصرار دارند تا هرچه زودتر مراسم ازدواج او را برپا كنند . ويمي تصميم خودرا گرفته و بي خبر از خانه خارج مي شود او قصد دارد  به جايي برود كه بتواند به روياهايش برسد. راكش و ويمي هر دو از شهر خارج شده و بعد از طي مسافتي بر حسب اتفاق با يكديگر همسفر مي شوند .آنها چندان ازيكديگر خوششان  نمي آيد .اما بعد از مدتي متوجه مي شوند كه هر دو آرزوها و خواسته هاي بزرگ و مشتركي دارند . در چند روز بعد باز به طور اتفاقي يكديگر را مي بينند و هر دو متوجه مي شوند كه  براي رسيده به خواسته هايشان شكست خورده اند . ناگهان فكر تازهاي به مغزشان خطور مي كند .آنها به تنهايي موفق نشده اند اما وقتي در كنار هم باشند موفقيت همراهشان است .


راكش و ويمي به بانتي و بابلي تبديل مي شوند .زن و شوهر جوان و ثروتمندي كه به شهرهاي مختلف سفر مي كنند و در هر شهر و منطقه اي با نقشه و طرح جديدي پول و وسايل  زيادي را به سرقت مي برند و با مهارت فراوان بدون آن كه كسي بتواند به دنبالشان بيايند فرار مي كنند . بانتي و بابلي هر با با چهره و ظاهري متفاوت ظاهر مي شوند و طرح جديدي را اجرا مي كنند به هميندليل هيچ كس متوجه آنها نشده و پليس در شهرهاي مختلف نمي تواند آنها را شناسايي كند . مدتي مي گذرد و خبر سرقت هاي عظيم آنها به مبئي مي رسد و از طرف اداره پليس نيروي ويژه اي براي دستگيري آن ها مجهز مي شود رييس اين گروه پليس قديمي ( آميتاب ) است كه بايد در اين پرونده موفق باشد تا بتواند به خوبي بازنشسته شود. بانتي و بابلي به بمبئي مي آيند .بي خبر از نيروي پليسي كه در پي آن هاست . بعد از مدتي راكش و ويمي به يكديگر علاقمند شده و با هم ازدواج مي كنند و به كار خود ادامه مي دهند تا اينكه ويمي باردار شده و از راكش مي خواهد تا دست از اين كارهاي خود بردارند . راكش نيز مي پذيرد به شرط اينكه كار آخر را با موفقيت به پايان برسانند. همه چيز به خوبي پيش ميرود تا اينكه بانتي و بابلي شناسايي شده و توسط مامور ويژه شناخته مي شوند ...........

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 12:1  توسط مرضیه  | 

صد و یک راه برای ذله کردن دخترها!

۱- تو خیابون خیلی با احترام از یه دختر آدرس بپرسید بعد از جواب دادن جلوی چشماش از  یکی دیگه بپرسید

۲- پشت چراغ قرمز راننده جلویی اگه دختر بود قبل از سبزشدن چراغ دستتون رو بذارید  رو بوق

۳- توی اتوبان جلوی ماشین یه دختر خانوم با سرعت 50 کیلومتر حرکت کنید

۴- توی جمع دخترای فامیل وقتی همشون دارن یه سریال می ببینن هی کانال تلویزیون رو  عوض کنید

۵- توی یه رستوران که چند تا دختر هم نشستن سوپ رو با صدای بلند هورت بکشید و نوش جان کنید

۶- توی یه بوتیک که فروشندش دختره وادارش کنید شونصد رنگ لباس رو براتون باز کنه و در آخر بگید میرید یه دور بزنید برگردید!

۷- توی جشن تولد یکی از دخترا تا اومد شمع ها را فوت کنه بادکنک بترکونید

۸- اگه یه دختر یه جا یه جک تعریف کرد شروع نشده بگید شنیدید

۹- سوتی های لغوی و کلامی و دیکته ای و ادبی و.. دخترا رو درگوشی بگید بخندید

۱۰- توی جمع دانشجویی و رسمی هنگام عکس گرفتن واسه دخترا شاخ بذارید

۱۱- عید نوروز تمام پسته ها و فندق های سر بسته را بذاریید توی ظرف دختر مورد نظرتون

۱۲- روزهای بارونی تا یه دختر دیدید و یه چاله پر آب و شما با ماشین بودید یه لحظه درنگ نکنید

۱۳- اگه کلاس موسیقی می روید قبل از اجرای دختر خانوم مورد نظر پیچ های کوک گیتارش رو به چند جهت بچرخونید

۱۴- تو دانشگاه از دختر مورد نظر یه جزو 1000 صفحه ای بگیرید و بعد از اینکه تمام صفحاتش رو جا به جا کردید بهش بگید صفحه مورد نظرتونو پیدا نکردید!!

۱۵- همواره از زیبای ها و تناسب اندام مادربزرگ خدابیامرزتون(!) در مقابل دختر چاق مورد نظرتون بگید

۱۶- به دختری که دماغش رو تازه عمل کرده بگید دکترش بد بوده و دماغش کوفته شده

۱۷- شیشه نوشابه دختر مورد نظر رو حسابی تکون بدید و بذارید خودش درش رو باز کنه

۱۸- زمستون وقتی همه جا یخ زده با دیدن زمین خوردن یه دختر با صدای بلند بزنید زیر خنده

۱۹- از یه دختر ساعت بپرسید بعد از جواب دادن به ساعتتون نگاه کنید و بگین ساعتش عقبه

۲۰- توی ساندویچی موقعی که چند تا دختر نشستن طوری که اونا هم بشنوند از حال بهم خوردن چند روز پیشتون تعریف کنید

۲۱- توی یه جمع که چند تا دختر نشستن در گوشی صحبت کنید و بلند بلند بخندید 

۲۲- توي خيابون به يه قسمت از لباس يه دختر خيره بشيد و بزنيد زير خنده (نمي دونيد چه حالي مي شه)

23- هر دختری از جمله باشخصیتش ازتون پرسید ساعت چنده یه کاغذ یه متری دربیارید شماره موبایلتونو بنویسید بگید سر ساعت 9 زنگ بزنه

24-جلو یکی از دوست دخترهاتون مدام از قشنگی های اونیکی بگید

25- با دوست دخترتون برید درکه پرتش کنید تو آب بگید سورپریز تولدت بود

پسران و احیانا دختران "سادیسم دار" عزیز در تکمیل این صدگانه مارا یاری دهید!

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 11:59  توسط مرضیه  | 

ابشيك باچان
تاريخ تولد:5 فوريه سال 1976
به ياد ماندني ترين فيلم:هامنه بي پيار كياهه.ران
مهمترين اتفاق زندگي:ضربه روحي كه به خاطر جدايي از كريشما به او وارد شد
وضعيت تاهل:مجرد
علايق شخصي:مطالعه زندگي نامه و روزنامه
مكان مورد علاقه:امريكاي جنوبي و هندوستان
غذاي مورد علاقه :غذاهاي گياهي
نسبت با ديگر بازيگران:جايا پاچان(مادر) اميتا پاچان (پدر)
فيلم هاي موفق:دوم. هم توم. بانتي اور بابلي. داس و سركار
دوستان صميمي او:راني.ايشادئول

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:48  توسط مرضیه  | 

صحبت نه نا وراهول درگاهي خوشي گاهي غم

 


ese mo band kar kare ho jese shadi ho chuki hai

يه جوری ساکت ايستادی که انگار ازدواج کرديم.

ese ladko ka ye haal shadi ke baad hota hai

اين حالت پسرا ماله بعد ازدواجه

e rahul kia hoa؟

راهول! چی شده؟

kia naam hai uska؟

اسمش چيه؟

neena .

ننا

kash ye naam hota

کاشکی اين اسم بود

bar hai nehi

ولی نيست

nena vo

ننا! اون..

rahul,jubse mujhe yaad hai mein tumse pyaar kia hai

راهول. از وقتی که من يادم مياد.. من تورو دوست داشتم

bohut pyaar kia hai

خيلی دوستت داشتم

liken ies main tumhari koi galati nehi

اما در اين مسئله تو مقصر نيستی

aga main tumse shadi karna chahoo

اگه من بخوام با تو ازدواج کنم

to uska ye matlab to nahi ke tum phi mujhse shaadi karna ho

به معنی اين نيست که تو هم بخوای با من ازدواج کنی

our agar tumhe eis baat ka boora lagrahe

و اگه تو نارحت اين باشی که

ke mujhse boora lage ga

که من ناراحت ميشم

to haa boora lage ga bohut boora lage ga

پس ناراحت ميشم...خيلی هم ناراحت ميشم

dard bhi hoga

رنج هم ميکشم

liken eise humari zindegi nehi rukdina rahul

اما اين زندگی منو متوقف نمی کنه راهول

our shayad kuch salo bad

و شايد چند سال بعد

main bhi eis baat par hasslom

منم به اين مسئله بخندم

ke maine bhi kisi rahul se pyaar kia ta

که منم يه کسی رو به نام راهول دوست داشتم

jo mera nehi ho saka kunki vo mera tayee nehi

که نميشد مال من باشه. چون از اول هم مال من نبود( برای من ساخته نشده بود)

our meri pyreem kahani adoori reh jayegi

و داستان عشق من ناکامل شد.

par mere ek kaam karoge rahul؟

اما. يه کاری برام ميکنی راهول؟

abni pyreem kahani zaroor bori kar lena

داستان عشق خودتو حتما کامل کن.

karogi na, mere liye؟ ميکنی نه؟ به خاطر من.

ab jaldi se kuch kehdo varne main ro dongi

الان زود باش يه حرفی بزن. وگرنه گريه می افتم

main bhi

منم همين طور

can i get a hug؟
please. No

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:46  توسط مرضیه  | 

نام فيلم : HUM TUM

نام اهنگ : Hum Tum

Saso ko saso main taal ne do zara

بذار که احساساتت درون من رسوخ کنه

Jine se tarkan ko behle do zara

بذار کم کم ضربان قلبت شدیدتر بشه

Lamho ki gozaresh he ye

در این لحضه زمان اعلام می کنه 

Pass ajaye

ما باید به هم نزدیکتر شیم

 

Hum hum tum

من و تو

Tum hum tum

تو و من

Akomein hum ko otar ne do zara

بذار جلوی چشمات باشم

Baho me hum ko bi kal ne do zara

بذار من میان بازوانت ذوب شم

Lamho ki gozaresh he ye

در این لحضه زمان اعلام می کنه 

Pass ajaye

ما باید به هم نزدیکتر شیم

Hum hum tum

من و تو

Tum hum tum

تو و من

Saso ko saso main taal ne do zara

بذار احساساتت درون من رسوخ کنه

Sal vate kahin kal vate kahin

همه چیز در حا تغییر ه

Har jaye kajal pi tera

بذار سرمه چشمات پراکنده شه

Nazro me ho gozar ta hooa khaabo ka koi ghafila

کاروانی از رویاها از مقابل چشمان ما عبور می کنه

Jismo ko roho ko chal ne do zara

بذار جسم و روح ما آتش بگیره

Sharmo haya ko machal ne do zara

بذار شرم و حیا را کمی کنار بذاریم

Lamho ki gozaresh he ye

در این لحضه زمان اعلام می کنه 

Pass ajaye

 ما باید به هم نزدیکتر شیم

Hum hum tum

من و تو

Tum hum tum

تو من

Saso ko saso main taal ne do zara

بذار احساساتت درون من رسوخ کنه

Cholo badan magar is tara jise soryna saaz ho

دستان مرا بگیر طوری که یک ساز را در دستانت می گیری

Hame chupe tere zoolfe main

تاریکی میان موهای تو مخفی شده

Ko lo ki rat azaad ho

بذار این تاریکی رو آزاد کنیم تا شب بتونه آزاد باشه

در این لحضه زمان اعلام می کنه 

ما باید به هم نزدیکتر شیم

من و تو

تو من

بذار احساساتت درون من رسوخ کنه

بذار من میان بازوانت ذوب شم

در این لحضه زمان اعلام می کنه 

ما باید به هم نزدیکتر شیم

من و تو

تو من

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:46  توسط مرضیه  | 

فیلم :

فيلم : دل كاريشتا

بازيگران : آيشوريا راي . آرجون رامپال . پريانشو چاترجي . ايشا كپي كار .
خلاصه فيلم :
جي مهتا (آرجون ) هر سال با پدرش روز تولد مادرش كه سال قبل فوت كرده است را جشن ميكيرد. سوشما چندين سال قبل فوت كرده اما جي و پدرش به او علاقه دارند و همواره به يادش هستند . آنيتا ( ايشا ) دوست خانوادگي آن ها نيز در اين جشن كنارشان هست . پدر جي فكر مي كند آنيتا زوج خوبي براي جي است . اما جي معتقد است كه آنيتابرايش تنها يك دوست است و نمي تواند با او ازدواج كند .
آنيتا.جي را به بازديد از مدرسخ ناشنوايان  دعوت مي كند تا اگر علاقه مند است به مدرسه كمك مالي كند.  جي در بازديد از آن جا قبول نمي كند و مي گويد فقط او را تا آنجا همراهي مي كند و منتظرمي ماند تا برگردد . جي منتظر آنيتا است كه دختر زيبايي را در حياط سرگرم بازي  با بچه ها مي بيند . جي محو تماشاي اوست كه متوجه مي شود او با زبان اشاره صحبت مي كند او از فهميدن اين موضوع ناراحت شده اما احساس مي كند اين موضوع نيز تاثيري در علاقه اش نسبت به او ندارد. جي به خانه امده و ماجرا را به پدرش  اطلاع مي دهد . پدر جينيز مي گويد كه هر كاري كه مي داند درست است انجام دهد . جي فردا به مدرسخ مي رود همه كلاس ها را مي گردد  تا اينكه او را مشغول درس دادن پيدا مي كند . 
تيا ( ايشوريا) از كلاس بيرون آمده و با جي به زبان اشاره صحبت مي كند چون فكر مي كند جي نيز يكي از افراد آن مدرسه است . در همين موقع آنيتا نيز مشغول صحبت با مدير مدرسه است به سراغ آن دو آمده و متوجه مي شود اشتباه جي و تيا مي شود .جي حاضر مي شود تمام مخارج اجراي جشن و برنامه كمكبه مدرسه را قبول كند به شرطي كه خودش در اجراي مراسم به تيا كمك كند . جي سعي مي كند علاقه خود رابه تيا ابراز كند به همين خاطر گردنبند ارزشمندي را به او هديه مي دهد اما تيا نپذيرفته و مي گويد كه به از اجراي برنامه آن را پس مي دهد .


بعد از اجراي برنامه جي قصد دارد كه باتيا صحبت كند . تيا از شنديد حرف هاي او متعجب مي شود آن ها در حال صحبت كردن هستند كه راج ( پريانشو ) به سزاغ تيا مي آيد و تيا به جي مي گويد كه او و راج چهار سال است كه يكديگر را مي شناسند و قرار است به زودي ازدواج كنند ...................

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:43  توسط مرضیه  | 

سلام برو بچ .

ازدوستای گلم ممنونم که میان به وبلاگ من سرمی زنن .

چاکریم .

سبا جون مرضیه جون گل آرا جون و...

ازهمتون ممنونم .

 

SmS

سكوتم را به باران هديه كردم

 تمام زندگي را گريه كردم

 نبودي در فراق شانه هايت

به هر خاكي رسيدم تكيه كردم .

 

اگه کسي رو دوست داري،نه براش ستاره باش،نه آفتاب،چون هر دو شون مهمون زود گذرند،پس براش آسمون باش که هميشه بالاي سرش باشي

 

* دوست دارم تو سیب باشی و من چاقو پوستتو بکنم می دونی چرا؟؟؟ چون چاقو بخواد پوست سیب رو بکنه باید همش دورش بگرده .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:42  توسط مرضیه  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 14:40  توسط مرضیه  | 

جوهي چاولا
متولد : 13ز نوامبر 1967
محل تولد : پنجاب
رويداد هاي مهم زندگي هنري : تبديل شدن به چهره اي محبوب با فيلم قيامت سه قيانت تك . دختر شايستههند در سال 1983 . جائزه بهترين هنرپيشه زن سال در جشواره فيلم براي بازي در فيلم هم هه رهي پياركي و بساري جوائز ديگر
فعاليت هاي ديگر : شراكت در كمپاني فيلم به همراه شاهرخ خان وعزيز ميرزا
رويداد هاي مهم زندگي شخصي : به وجود آمدن مشكل ميان او و امير خان .
ازدواج با جي مهتا تهيه كننده سينما
فرزند : يك دختر
فيلم هاي به ياد ماندني : قيامت سه قيامت تك . هم هه رهي پياركي . عشق . وان تو كا فور . دوپليكيت . يس بوس . آرجون پانديت و................

 

سونيل شتي
تولد :11 آگوست 1961
اولين فيلم : 1994 به نام بالوان به همراه ديويا بهاراتي
علاقه شخصي : خانواذه و زندگي اش
مشخصه برتر : كم حاشيه بودنش
دوستان صميمي : سانجي دات . آكشي كمار
نام همسر : مانا
فرزندان : 1 دختر و 1 پسر به نامهاي آهانا و آتيا
فعاليت ديگر :عضو تيم ملي هنر مندان
فيلم هاي به ياد ماندني : دركن به همراه آكشي كمار و شيلپا شتي ( خيلي قشنگه )پيار عشق اور محبت به همراه آفتاب و آرجون . آوارا پاگل ديوانا به همراه آكشي كمار .آفتاب وپريتي جانگيراني .مه هو نا به همراه شاهرخ خان . سوشميتا سن و زايد خان

 

ديا ميرزا
متولد :9 دسامبر 1981
مكان : حيدر آباد
علايق شخصي : نقاشي كردن . شعر سرودن

مهم ترين رويداد زندگي هنري : بهترين چهره آسيا در سال 2000
فيلم هاي موفق : داس
فيلم هاي كه در آن حضور داشته : دل سچا اور چهراجوتا به همراه آرجون
ديواناپن با آرجون . كيوهوگيانا . دام با ويوك اوبري داس و نام گوم جايه .......

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386ساعت 12:57  توسط مرضیه  | 

عکسام قشنگه نه ؟
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:22  توسط مرضیه  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:29  توسط مرضیه  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:28  توسط مرضیه  | 

آيشواریا رای  وآبيشك باچان

 

سرانجام راز زندگي عاطفي ايشواريا راي، بانوي شايسته جهان فاش شد. هنرپيشه مطرح هند در عرصه بين الملل مي رود تا مسئوليتهاي جديد زندگي را در قالب همسر بپذيرد و مرد زندگي وي كسي نيست جز آبشيك باچن، هنرپيشه تواناي سينماي هند و پسر سلطان سينماي باليوود آميتا باچن.
اين روزها كمتر سايت اينترنتي است كه مربوط به سينماي هند باشد و به ازدواج ايشواريا راي و آبشيك باچن نپرداخته باشد. خبر به حدي جذاب است كه تيتر يك بسياري از نشريات رت به خود اختصاص داده است. با اين وجود بسياري از روزنامه ها بيمناك هستند كه اين خبر نيز ريشه در شايعات اخير داشته باشد و بزودي ايشواريا راي كمر همت ببندد و به شكايت از روزنامه ها بپردازد، اما اين بار جريان كمي جدي تر از شايعات رنگين نامه هاست.
منبع اين خبر كسي نيست جز اجيتاب. برادر آميتا باچن و عموي داماد. او چندي پيش به نمايندگي از سوي خانواده داماد نزد روحاني دين هندوها رفت تا مطابق با اصول ديني هندوها، بر اساس تاريخ تولد اين زوج احتمال موفقيت ازدواج آنها را بررسي كند. نتيجه امر بسيار دلگرم كننده بود چرا كه ازدواج آبشيك باچن و ايشواريا راي از نظر دين هندوها بلامانع است.
اين خبر در شرايطي منتشر شد كه روحاني مذكور از دوستان نزديك والدين ايشواريا راي نيز است و اين خانواده همواره در مورد مسائل مذهبي خود با وي مشورت مي كنند. شنيده ها حاكي از اين است كه خانواده اين زوج با اين وصلت موافقت كرده اند و بزودي مراسم ازدواج را برپا مي كنند.
با اين وجود خانواده طرفين از ذكر كوچكترين مطلبي پيرامون اين ازدواج خودداري كرده اند. بسياري از نزديكان ايشواريا اعتقاد دارند كه همكاري اين هنرپيشه با آبشيك باچن در فيلم جديدش موجبات اين ازدواج را فراهم كرده است. در عين حال كارشناسان سينما اعتقاد دارند كه اين وصلت مي تواند ضربات جبران ناپذيري را به كارنامه هنري ايشوارياي 32 ساله وارد كند چرا كه هنرپيشگان زن متاهل از اقبال چنداني در سينماي هند برخوردار نيستند.
ايشواريا راي مدتي با سلمان خان نامزد بود اما نامزدي اين دو بازيگر با اختلاف آنها پايان يافت و ايشواريا اعلام كرد كه در دوران نامزدي سلمان وي را مورد ضرب و شتم قرار مي داده است. او پس از جدايي از سلمان خلن با ويويك اوبري نامزد شد اما اين نامزدي نيز مدت زمان چنداني به طول نيانجاميد و بيشتر به نظر مي رسيد كه بهانه اي براي به شهرت رساندن ويويك اوبري است.
آبشيك باچن نيز گذشته پر فراز و نشيبي را پشت سر گذاشته است. او سه سال پيش در جشن 60 سالگي پدرش، نامزديش با كريشما كاپور را اعلام كرد اما اين دو پس از مدتي از يكديگر جدا شدند و كريشما با يك تاجر ازدواج كرد.
وبالاخره آیشواریا وآبیشک ازدواج کردند . ودرمراسم عروسی آیشواریا زشت شده بود وآبیشک هم ریش گذاشته بود خلاصه زیاد جالب نبود .

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:17  توسط مرضیه  | 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:14  توسط مرضیه  | 

قسمتی از مکالمه فیلم کل هونا هو

امان(شاهرخ خان) در حال خواندن دفتر خاطرات روهت(سيفعلی خان) برای ننا(پيريتی زينتا).....

our likhaa hai ...........و نوشته

I love you and ...

main anke band karta hoo to tumhe dekta hoo ........من چشمانم را ميبندم. تورو ميبينم

anke kolta hoo to tumhe dekna chahta hoo ..........چشمانم را باز می کنم و می خواهم(آرزو می کنم) که تورو ببينم

tum pass nehi hoti to tumhe charo taraf mehsos karta hoo ......تو که کنارم نيستی تو رو هر طرف احساس می کنم

har pal, har kari ,har waqt .......هر لحظه. هر ساعت. هر وقت

mere nena meri nena ko doon de ......چشمان من ننای منو جستجو ميکنه

eise pyaar kaho pagalban ya mere dil ki dharkan اين رو عشق بگی.ديوانگی بگی يا طپش قلب من

mereliya eki baat hai برای من همش يکی است.

pyaar to bohut log karte hai ......تعداد زيادی از مردم عاشق ميشن.

leken mere jesa pyaar koi nehi kar sakta .......اما مثل من کسی نمی تونه عاشق باشه.

kiunki kisi ke paas tum jo nehi ho .......چونکه هيچکس تورو نداره

main tumhe pool nehi sakta nena ..........من تورو نمی تونم فراموش کنم ننا.

main tumhe poolnahi nahi chahta ........من تورو نمی خوام هم فراموش کنم

tum meri ho ........تو مال منی

main tumhe zindegi par pyaar karonga .........من تورو در تمام زندگيم دوست خواهم داشت.

our maarde dam par pyaar karonga ......... و هنگام مرگ هم دوستت خواهم داشت.

our uske bad bhi .........و بعد از اون(مرگ) هم.

sach. حقيقت( اين حقيقت است)

ye..ye sab likha hai us is diry main ........اين....اينهارو او نوشته تو اين دفتر خاطرات

rohed..dil kese doka sake ...روهد...چطور ميتونه دل کسی رو بشکنه؟!

kitni kharab hai handwriting tumhari .......چقدر دست خطت بد است.!

 

(خیلی قشنگ بود نه . )

 

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 18:1  توسط مرضیه  | 

پرفروش ترين فيلم ها :
1-ديلواله له جاينگه دركنار كاجول(عاشقانه)
2-كل هونا هو دركنار پريتي زينتا وسيف علي خان(درام)
3-گاهي خوشي گاهي غم دركنار هيريتيك روشن وكاجول وكارينا كاپور(عاشقانه)
4-محبتين دركنار آيشواريا راي(عاشقانه)
5-كوچ كوچ هوتاهه دركنار كاجول وراني مكرجي(عاشقانه)
6-چلته چلته دركنارراني(عاشقانه)
7-ويرزارا دركنارپريتي زينتا وراني مكرجي(عاشقانه)
8-
هم آپ كه هن كون پرفروش ترين فيلم تاريخ سينماي هند دركناري مادوري ديكسيت(عاشقانه)
9
-بيوي نامبروان دركنار كريشماكاپور وسوشميتا سن وآنيل كاپور(كمدي)
10
-هم ديل دچوكه صنم با نام فارسي دلدادگان دركنار آيشواريا راي وآجاي ديوگان (عاشقانه)
11
-هرديل جوپياركارگا دركنارراني مكرجي وپريتي زينتا (عاشقانه)
12
-چوري چوري چوبكه چوبكه دركنارراني مكرجي وپريتي زينتا (خانوادگي وعاشقانه)
13
-مجسه شادي كاروگي دركنار اكشاي كومار وپرينكا چوپرا(كمدي)
14
-لاكي وقتي نيست براي عشق دركنار اسنهااولال (اكشن)
15
-چراعاشق شدم دركنار سوشميتا سن وكاترينا كايف (كمدي)
16-كيون كي دركنارجكي شروف وكارينا كاپور(درام )

17-دل دركنار مادوري ديكسيت (عاشقانه)
18
-لاو لاو دركنار جوهي چاولا(عاشقانه )
19
-راجاي هندوستان دركنار كريشما كاپور(عاشقانه )
20
-ديل چلته هاي دركنار پريتي زينتا (عاشقانه)
21
-قيام دركنار راني مكرجي (تاريخي )
22
-رنگ دبستي دركنار يه مشت بازيگر غريبه (داستاني)
23-فنا دركناركاجول (عاشقانه)

24-باني وبانتي دركنار آبهيشك باچان پسرمحبوب آميتاب باچان فردي مستعد وعالي درباليوود (كمدي وعاشقانه)
25
-هوم توم دركنار سيف علي خان (عاشقانه )
26
-مجسه دوستي كاروگي دركنار هيريتيك روشن وكارينا كاپور (عاشقانه)
27-بلك شاهكار سال 2005 دركنار آميتاب باچان (داستاني )

28-سلام نامسته دركنار سيف علي خان (داستاني عاشقانه)
29
-ديل هاي تومهارا دركنارآرجون رامپال وماهيما چادهارا(عاشقانه )
3
0-ديل نه جيسه آپنا كاها دركنارسلمان خان (درام)

ازميان آثار فوق ديلواله له جاينگه سومين فيلم پرفروش هند لقب گرفته ودرنزد هوادران شاهرخ خان محبوبيت خاصي داره .
كل هوناهو با همين درجه اهميت وپرفروش بودن بازهم درنزد هواداران شاهرخ خان بسيار حايز اهميت هست
تره نام دركنار بوميكاچاولا(درام)
نه انتري بانام ورود ممنوع دركنار آنيل كاپور ولاراداتا وفردين خان وايشا دئول (كمدي)
درميان آثاربالا چوري چوري چوبكه چوبكه به خاطرداستان زيبا وخانوادگيه خود به همراه دلدادگان براي بازيه روان وتره نام به خاطر شاهكار بازيه وي به همراه كمدي بيوي نامبروان ازجايگاه واهميت ويژه اي برخوردار هستن
اينم يه پوستر ازفيلم بسيار پرفروش ودرام غمناك تره نامه كه همونطور ازتصويرش معلومه واقعا غمناكه سلمان دركنار بازيگرتازه وارد هند بوميكا چاولا قرار گرفت داستان به حدي زيباست كه هم بوميكاي تازه وارد هم سلمان كانديد دريافت جايزه شدن وسلمان جايزه منتقدان وتماشاگران زي رابراي اين فيلم دريافت كرد خود من سخت ازاين فيلم خوشم مياد .خصوصا اينكه سلمان با شمايل وقيافه كاملا متفاوت حضور دارد.

درميان آثار فوق چوري چوري چوبكه چوبكه و هوم توم وبلك ازجايگاه ويژه اي درميان طرفداران راني برخورداراست .

لازم به ذكر است كه محبوب ترين آثار پريتي درنزد هوادارانش چوري چوري چوبكه چوبكه وديل نه جيسه آپنا كاها به همراه كل هوناهو وسلام نامسته ميباشد
تصويري از فيلم سلام ناسمته كه پريتي به خاطر آن كانيديد دريافت فيرشد.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 17:56  توسط مرضیه  | 

انواع ريدن بچه: 5ماهگي تو دستت 5 سالگي تو اعصابت 15 سالگي تو هيکلت 20 سالگي تو آبروت 25 سالگي تو پولت وقتي هم مردي تو روحت سوال روان شناسي: با جواب دادن به اين سوال ميتوانيد بفهميد افسرده هستيد يا نه! سوال:افسرده هستيد يا نه؟ يکي دلش براي ماهي مي سوزه، يکي براي ماهيگير. اما هيچ کس دلش براي تو که سر قلابي نمي سوزه اگه خواستي يکي هميشه دوستت داشته باشه . . . اگه ميخواي تنهات نذاره . . بهت وفادار بمونه . . . ازدواج نکن ............ .... سگ بخر ! تو بهترين، زيباترين، مهربون ترين، خوش تيپ ترين، دوست داشتني ترين، با شخصيت ترين دوستي که داري: منم به اشتياق اولين دانه برف، به تحمل آخرين برگ پاييز، به گرماي تن خورشيد و به زيبايي آسمان شب قسم مي خورم كه سر كاري به تركه مي گن سفره حج چطور بود مي گه عالي ،خيابوناش تميز ، برجاش بلند ، ماشينا همه اخرين مدل يه جاي ديدني هم داشت كه خيلي شلوغ بود من نرفتم. در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران: درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي يه روز يه ميخ ميره عروسي اونقدر مي رقصه پيچ ميشه
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 17:52  توسط مرضیه  | 

فيلم : Kabhi Khushi Kabhi Ghum

آهنگ : Suraj Hua Maddham

آهنگساز:
Jatin - Lalit شاعر: Anil Pandey

خواننده :
Alka Yagnik , Sonu Nigam

خورشيد تاريک شد . ماه شروع به سوختن کرد.................
Suraj hua Maddham . Chaand Jalne Laga

های ... اين آسمان چرا شروع به گداختن کرد ؟...................
Aasmaan Yeh Haai Kyoon Pighalne Laga

من ايستاده بودم . زمين شروع به حرکت کرد....................
Main Thehra Raha . Zameen Chalne Lagi

قلبم طپيد . نفسم شروع به ايستادن کرد..............................
Dhadka Yeh Dil . Saans Thamne Lagi

آيا اين اولين عشق من است ؟ .............................................
Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

عزيزم , آيا اين اولين عشق من است ؟........................
Sajna , Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

خورشيد تاريک شد . ماه شروع به سوختن کرد.................
Suraj hua Maddham . Chaand Jalne Laga

های ... اين آسمان چرا شروع به گداختن کرد ؟...................
Aasmaan Yeh Haai Kyoon Pighalne Laga

من ايستاده بودم . زمين شروع به حرکت کرد ......................
Main Thehri Rahi . Zameen Chalne Lagi

قلبم طپيد . نفسم شروع به ايستادن کرد ..............................
Dhadka Yeh Dil . Saans Thamne Lagi

آيا اين اولين عشق من است ؟..............................................
Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

عزيزم , آيا اين اولين عشق من است ؟........................
Sajna , Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

اين لحظه زيباست . همه چيز در حال تغيير است..
Hai Khoobsurat Yeh Pal . Sab Kuch Raha Hai Badal

روياها که دارند به حقيقت می پيوندند................................
Sapne Haqeeqat Mein Jo Dhal Rahe Hai

آيا اين رابطه ما متعلق به قرنها پيش است ؟...............
Kya Sadiyin Se Puraana Hai Rishtaa Hamaara

که به اين صورت داريم به هم می رسيم ؟............................
Ke Jis Tarha Tumse Hum Mil Rahe Hai

دوست دارم فصل عشق هميشه اينطوری باشد..................
Yunhi Rahe Hardam Pyaar Kya Mausam

و تو در هر تولد با من به همين صورت ملاقات کنی...................
Yunhi Milo Humse Tum Janam Janam

من ايستاده بودم . زمين شروع به حرکت کرد ....................
Main Thehra Raha . Zameen Chalne Lagi

قلبم طپيد . نفسم شروع به ايستادن کرد ..............................
Dhadka Yeh Dil . Saans Thamne Lagi

آيا اين اولين عشق من است ؟..............................................
Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

عزيزم , آيا اين اولين عشق من است ؟........................
Sajna , Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

فقط با رنگ تو اينچنين رنگين هستم عزيزم......
Tere Hi Rang Se Yun Main To Rangeen Hoon Sanam

تو را که بدست آوردم دارم خودم را از دست ميدهم....
Paake Tujhe Khud Se Hi Kho Rahi Hoon Sanam

ای يار در عشق تو .................................................. ..................
O Maahiya , Ve Tere Ishq Mein

من غرق و تبديل به ساحل می شوم........................
Haan Doobke Paar Main Ho Rahi Hoon Sanam

اقيانوس تشنه شد . شب شروع به بيداری کرد.......................
Saagar Hua Pyaasa . Raat Jagne Lagi

در قلب شعله ها هم, آتش شروع به سوختن کرد.....................
Sholo Ke Dil Mein Bhi Aag Jalne Lagi



من ايستاده بودم . زمين شروع به حرکت کرد......................
Main Thehri Rahi . Zameen Chalne Lagi


قلبم طپيد . نفسم شروع به ايستادن کرد...............................
Dhadka Yeh Dil . Saans Thamne Lagi

آيا اين اولين عشق من است ؟..............................................
Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

عزيزم , آيا اين اولين عشق من است ؟........................
Sajna , Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

خورشيد تاريک شد . ماه شروع به سوختن کرد.................
Suraj hua Maddham . Chaand Jalne Laga

های ... اين آسمان چرا شروع به گداختن کرد ؟...................
Aasmaan Yeh Haai Kyoon Pighalne Laga

عزيزم , آيا اين اولين عشق من است ؟........................
Sajna , Kya Yeh Mera Pehla Pehla Pyaar Hai

 

سلمان خان

 ملقب به سالوو
تاریخ تولد:27 دسامبر سال 1965
محل تولد:بمبیی درهندوستان
نام پدر:سلیم خان نویسنده .اهل پیشاور پاکستان
نام مادران :سلما.(قبل ازازدواج هندو بوده اما بعدش مسلمان شده ) ومادرخوانده هلن(بازیگرمعروف زمان خود ازهلن دوفرزند یک دخترویک پسردارد اما منابع ما میگوید این بچه ها ازازدواج اول هلن میباشد)
برادر بزرگ:آرباز خان (بازیگر) وهمسرش مالایکا (بازیگر)ازدواج درفوریه سال 1999.شغل وی مانکن ومجری شبکه معروف
MTV
درفیلم دیل سه درکنارشاهرخ خان آهنگ چیا چیا را اجراکرد
برادر کوچک :سهیل خان(تهیه کننده وبازیگر.اول کاربلند وی عاشق شدی نترس) وهمسرش سیما
نام خواهر:الویرا (طراح لباس )همسرش :راهول آگنی هوتری (هنرپیشه ،کارگردان ،تهیه کننده .اثربلند وی دیل نه جیسه آپنا کاها درسال 2004 میباشد )
نام خواهر نانتی :آرپیتا
برادرزاده :الیزه
اولین فیلم :بیا هوتو آسیی درسال 1988 دراین فیلم درکناربازیگرتازه واردی به نام رینوآریا قرارداشت اما بازیگران اصلی فیلم رکا وفرخ شیخ بودن .
پرفروش ترین فیلم ابتدایی وی:مه نه پیارکیا به کارگردانیه سورج بارجایتا بودکه فروش بسیار قابل توجهی کرد.درآن سال هفت جایزه فیرنصیب این فیلم شد.
پرفروش ترین اثروی:هم آپ که هن کون با 60 میلیون کرور
دین :اسلام
قد:170 سانتی متر
ستاره :برج جدی
وضیعت تاهل:مجرد
شغل:بازیگر ودارنده بزرگترین شعب بدن سازی درهندوستان
ورزش مورد علاقه:فوتبال وبدن سازی
تعداد آثار:69 تا وآخرین اثرلادن درامز
تعداد آثار هالیوودی:2 فیلم (مریگلد با بازیه آلی لارتر واثربینام دیگر)
ابزار مورد علاقه :تئاترخانگی ودوربین
ماشین مورد علاقه :مرسدس بنز
وسایل مورد علاقه :تجهیزات بادی بیلدینگ
نوشیدنی موردعلاقه:چای سرد
مکان مورد علاقه برای تفریح:لندن
رستوارن موردعلاقه :
china garden
غذای خانگی مورد علاقه :کلوچه های خانگی دست پخت مادرش سلما
رنگ های مورد علاقه :آبی ومشکی
برخی دیگرازخصوصیات وعلاقه مندیهای خان :به پوشیدن لباس های رسمی چندان علاقه ای ندارد بیشتر شلوارجین وتیشرت میپوشد.بیشترلباس های وی ازسنگاپوریا بوتیک های معروفه
Gianni Verace Giorgio Armani میباشد.وی بسیار وسواسی هست
.طبق گزارشات ومنابع: شما خان وهیچ وقت بدون مسواک مخصوصش وادکلن
Bavabase مخصوصش جایی نمیبنید مسواک زدن وی چیزی درحدود 10 دقیقه طول میکشه .خان عاشق تمیزی واستحمام هست .درباره روحیات: وی بسیار حساس واحساساتی هست اما درعین حال توداروساکت وجدی .بسیار به جمع آوریه صابون علاقه دارد ودرحمام وی کلکسیونی ازانواع صابون ها میباشد.
بهترین هدیه دوران کودکی :دوچرخه ای که پدرش درسن 8 سالگی براش خریده بود.
محرم ترین رازدارسلمان خان:پدرش سلیم خان .سلیم خان دراین باره میگوید اخلاق ورفتارسلمان خان با فرزندان دیگرم بسیارفرق دارد .سلمان درخانواده ما مانند ستونی میماند که همه حتی من ومادرش هم میخوایم به این ستون تکیه کنیم .میدانیم گاهی این شرایط وبرای خود سلمان خان هم سخت میکند اما با این حال اخلاق ونوع برخود سلمان باعث شد که خانواده نسبت به وی همچین عکس العملی داشته باشن .خواهران سلمان با سهیل راحتربرخورد میکنن اما برخورد آنان با سلمان بسیاربسیاربا احترام است .وبه وی بیش ازهرکس دیگری اعتماد دارن .
زنان زندگی خصوصی سلمان خان :سلمان خان برای اولین باردرسال 1994با دختری به نام سانجیتا آشنا شد وروابط نسبتا گرمی بین این دو برقراربود تاوقتی که سانجیتا درسال 1996 با یک کریکت بازازدواج واین پایان روابط این دونفربه شمارمیرفت .درسال 1997 سلمان خان با دختردیگری به نام سومی علی آشنا شد سومی دختریک تاجرثروتمند مسلمان هندی به نام آصف عالی به شمارمیرود که ازنظرقیافه هم جز زیبایان هند میباشد .خود سومی روابط خود باسلمان خان ویک دوستیه نزدیک
وصمیمی عنوان میکند ومیگوید من وسلمان همیشه با هم دوست بودیم .من به سلمان احترام میگزارم اما همیشه میدونستم باید بین خود وسلمان تنها یک رابطه دوستی برقرار باشد تا یک رابطه عاشقانه .چون برخورد سلمان با من این شرایط را ایجاب میکرد.بالاخره سومی درسال 2000با یک تاجرجوان هندی الاصل ساکن لندن ازدواج کرد وهمینک دومین فرزند وی درراه هست .سومین ومعروف ترین زن زندگیه سلمان خان آیشوارایا رای میباشد .رایی که درسال 1999 اصلا محبوبیت وشهرت حال حاضرخود رانداشت ویک هنرپیشه تازه وارد عرصه بالیوود مطرح میشد .آنها درسال 1999 با فیلم هم دیل دچوکه صنم (دلدادگان)برای اولین بارمقابل یکدیگرقرار گرفتندوهمین آشنایی منجربه علاقه مندی آنها به یکدیگرونهایتا نامزدی آنها شد.اما عدم تفاهم آنها وبرخی مشگلات اخلاقی این دونفرعشق آتیشن آنها را به همان سرعتی که شعله ورشد خاموش نمود وبالاخره درسال 2003 این دونفربا مشگلات وحاشیه های بسیارکه گذر زمان حقایق بسیاری را آشکارنمود ازهم جدا شدن .وازاین تاریخ
درهیچ فیلمی رودرروی هم قرار نگرفتند.دراواخرسال 2003 سلمان خان با یک مدل انگلیسی هندی الاصل به نام کاترینا کاییف که دوست خواهروی آلویرا به شمارمیرود آشنا شد . کاترینا ملقب به کت (
KAT
)همینک جذاب ترین زن هندوستان به شمارمیرودودرحال حاضرروابط خودرا به خوبی با خان حفظ نموده است .ودرسال آینده دوکاردیگربا سلمان خان دارد.کاترینا هیجان انگیزه ترین لحظه زندگی خودراوقتی بیان میکند که سلمان خان وازنزدیک دیده وبه معرفی شده وبا او دست داد کاترینا درباره این لحظه میگه :این لحظه هیجان آورترین لحظه زندگی من بود طوری حول شده بودم که فکرمیکنم سلمان متوجه این اضطراب من شد وبه آرامی به من دست داد ولبخند زد.
فیلم های موردعلاقه تا بدین لحظه:تره نام وچوری چوری چوبکه چوبکه
بازیگرخوب ازنگاه خان :بازیگرخوب ازنگاه من یعنی کسی که بازیه وی درفیلم ضامن فروش فیلم باشد وهمچین مورد علاقه مردم ازنظرمن آمیتاب باچان باسالیان سال تجربه یک بازیگرخوب میباشد
دوستان صمیمی :سانجای دات ،شاهرخ خان ،کمال خان
کارگردان مورد علاقه :سانجای لیلا بهانسالی ،دیوید داوان
تهیه کننده موردعلاقه :ساجیدنادوالیا
آهنگ ساز موردعلاقه :هیمش رشامیا وعدنان سامی
فیلم نامه نویس موردعلاقه:رمی جفری
بازیگرزن مچ مقابل خان ازنگاه وی :مادوری
دیکسیت
باکدام بازیگر زن راحترهستید:پرتی زینتا وشیلپا
شتی
بازیه کدام بازیگر زن وتحسین میکنید:رانی مکرجی دوست صمیمیه من

بازی درچه نوع فیلم هایی رومیپسندین :کمدی وعاشقانه
دوست دارید همیشه چگونه باشید:دوست دارم همیشه صادق باشم من عاشق صداقت هستم
زیباترین لحظه زندگیان :فروش اولین فیلمم مه نه پیارکیا واستقبال مردم وتولد الیزه
غمناک ترین لحظه زندگیان:وقتی که دیگه عزیزانم درکنارم نباشن
شعار زندگی :همیشه مستقیم حرکت کن وراست بگو.
دیگر جزئیات :سلمان خان از قايق سواري در دريا وحشت داره.
بليط كنسرت سلمان خان حتي از مايكل جكسون گرانتر است.
سلمان خان ديوانه رانندگي با ماشين هاي پاترول هست
سلمان خان نوازنده چيره دست ساكسيفون هست ازمیان بازیگران زن سوشمیتا سن سلمان رابسیار دوست دارد وازنوجوانی تمام عکس ها وپوستر های سلمان خان وبه درودیوار اتاقش میزده .وی را شاهزاده نجیب براسب رویاها میداند
.

سلمان خان با91% پرطرفدارترین بازیگردرمیان مردم هند محسوب میشود.
سلمان خان ازچه میترسد:دروغ های شاخدار
سلمان خان چه نقش رویای را دوست دارد:جک نیکلسون دردیوانه ای ازقفس پرید
.

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:44  توسط مرضیه  | 

نگاهي آشنا به ياس کردم ..تو را در برگ گل احساس کردم ...خلاصه در کلاس ناز چشمت دو واحد عاشقي را پاس کردم .

 

كسي در باد مي خواند تو را تا اوج مي خواهم براي ناز چشمانت چه بي صبرانه مي مانم د لم تنگ است و بي يادت در اين غربت نمي مانم تو هستي در وجود من تو را هرگز نمي رانم   .

هيچکس لياقت اشکهاي تو را ندارد و کسي که چنين ارزشي دارد باعث اشک ريختن تو نمي شود .

 

شاهرخ خان
زمان تولد: ۲ نوامبر ۱۹۶۵ نشان ستاره ای: Scorpio
محل تولد:
Talwar nursing Home در دهلی
محل سکونت:
Mannat, Land's End, Bandra, Mumbai
قد: ۵ فوت و ۶ اينچ
مليت: هندی دين: اسلام
پدر: مرحوم تاج خان٬‌ فوت شده در سال ۱۹۸۱ براثر بيماری سرطان
شغل پدر: وکيل و مبارز آزادی
مادر: مرحوم فاطمه خان٬ فوت شده در سال ۱۹۹۱
شغل مادر: دادرس دادگاه
خواهر: شهناز خان
وضعيت تاهل: متاهل ( تاريخ ازدواج: ۲۵ اکتبر ۱۹۹۱ )
همسر: گوری چيبِر ( متولد ۸ اکتبر ۱۹۷۰ )
فرزندان
: آريان ( متولد ۱۲ نوامبر ۱۹۹۷ ) - سوهانا ( متولد ۲۳ می ۲۰۰۰ )
چيزهايی که به وجد ميارنش: باران - لب - بازيهای کامپيوتری - کامپيوتر - کتاب
چيزهايی که ازشون بدش مياد: دروغگوها - صبح زود - گرما
ماشين در زمان مدرسه: ماروتی وَن
ماشين در حال حاضر: پاژيروی آلبالويی - بی ام و - هيوندا سانترو
برنامه ی تلويزيونی مورد علاقه: همه ی برنامه های کانال
Discovery
زمانيکه دروغ ميگويد: وقتيکه نميخواد دل کسی رو بشکنه
به يادماندنی ترين لحظه: روز ازدواجش و زمانيکه اولين جايزه ی فيلم فير رو گرفت
بدترين لحظه: وقتی که پدر و مادرش فوت کردند
فلسفه ی زندگی: حتی وقتيکه گرسنه نيستی٬‌ فقط حريص و تشنه ی بدست آوردن باش!
دوست داره شبها: چندتا کار رو همزمان انجام بده: کتاب بخونه٬‌با کامپيوتر بازی کنه٬ گوری هم فراموش نميشه!!
نوشيدنی مورد علاقه: نوشابه ی پپسی
ميترسه از: اينکه کسی دستهاشو قطع کنه!‌ چون دستهاشو خيلی بکار ميبره
کتاب مورد علاقه:
Guid to the Galaxy نوشته ی داگلاس آدامز
نقشی که باجون و دل دوست داره بازی کنه: جيمز باند - بَت مَن
نقش مورد علاقه از بين فيلمهاش: کبهی هان کبهی نا
غذای مورد علاقه: تندوری چيکِن
اگه بازيگر نبود: افسر ارتش يا معلم مدرسه ميشد
حيوان خانگی: ۲ تا سگ داشته به اسمهای تِبِکا و رِبِکا (ربکا مرده!)
عشقهاش: خانواده ش - خواهرش - پدرومادرش - سگش - خانه ش - کارش
احترام ميذاره به:
Mother Teresa
بازيگران مورد علاقه: آميتاب بچن - ديلیپ کومار - ريشی کاپور - امير خان - آکشی کومار
دوست داره با اينا همبازی باشه(مرد): سانجی دات - آنيل کاپور - جکی شروف - ريتيک روشن - سلمان خان
دوست داره با اينا همبازی باشه(زن): جوهی چاولا - مدهوری ديکشيت - کاجول
کلمه ای که هميشه بکار ميبره: !
Let's do it
دوست داشت ميتونست: آواز بخونه! آرزوشه که ميتونست گيتار بزنه٬ تا ميتونست وقتی ميره مهمونی گيتار بزنه و آواز بخونه٬‌چون فکر ميکنه خيلی کار باحاليه!!
چه وقت و کجا بهترين لحظه رو داره: اتاق کامپيوتر و اتاق خوابش - او در آرامشه وقتی روی تختخواب با گوری دراز کشيده و حرف ميزنه.
درزیر عکس هایی ازهمسر شاهر خان را خواهید دید.
اینم محض اطلاع عمومی شما :
میگفتن چند وقتی رانی زیاد ازحد به خونه شاهرخ خان رفت وآمد میکنه .تحقیق کردن فهمیدن به چه علته .دلیلش اینه که گوری خان همسرشاهرخ خان ازرانی دعوتش میکرده تا با کیس های مختلف واسه ازدواج آشناش کنه .اما مثل اینکه رانی زیربارنرفته .
وگوری هنوز این آروز روداره که این هنرپیشه سیریش شاهرخ خان هم بره سرخونه وزندگیش .اینم تیتر اون مجله ای هست که این خبرتوش بوده .

شاهرخ خان : امیدوارم که بازم بتونم در آینده این کار بازتکرار کنم و تو فیلم جدید و متفاوتی  به خوبی PAHELi بازی کنم پاهلی فیلم خیلی متفاوتیه و فکر کنم تنها زمانی که یه تهیه کننده حاظر به ریسک کردن باشه ساخت چنین فیلمی ممکن . (تهیه کننده پاهلی گوری خان همسر شاهرخ) به خصوص اینکه قبل این فیلم 2000 : Phir Bhib Dil Hai Handustani(باهمه این حرفا دلم هندیه) (فروش متوسط) 2001 : ASOKA (متوسط) هر دو از نظر تجاری موفق نبودن باید بیشتر احتیاط میکردم

هر چند پاهلی جدید ترین فیلمش نتونست خوب فروش کنه متوسط بود اما فیلمهای 2003 : Chalte Chalte (رفته رفته) (عالی : super hit) 2004 : Main HooN Na (من هستما) (عالی : super hit)

شکست آشوکا ناامیدت نکرد ؟

خیلی ها بهم میگن آشوکا نسبت به زمانش زود بود و باید چند سال بعد ساخته و اکران می شد اما هیچ کس در هیچ جا قادر نیست سلیقه متفاوت تماشاگرا حدس بزنه اما به هر حال اشتباه از ما بود در هیچ کجای دنیا تماشاگر به قصد رد کردن و نپذیرفتن فیلمی به سینما نمیره بلکه مردم معمولا برای لذت بردن و سرگرم شدن به تماشای فیلم میشینن و دوست داشتن فیلم مث دوست داشتن غذاست هر کس سلیقه خاصی داره و طعم متفاوتی می پسنده واگه غذایی دوست نداشته باشه اصلا اون نمیخوره پس نتیجه میگیریم ما برای مردم فیلم میسازیم و باید مطابق سلیقه و نظرشون رفتار کنیم فکرکنم  Phir Bhib Dil Hai Handustani فیلم عالی بود هم جالب و سرگرم کننده و هم موضوع تازه ای مطرح میکرد و اون زمان خبرنگارا چندان قدرت کاری نداشتن و همیشه در کنترل قدرتهای بالاتر بودن اما ببینین این روزا چقدر اوضاع تغییر کرده خبرنگارا تا چه حدی وسعت کارشون بیشتر شده مثلا تو مراسم خاکسپاری سونیل دات(هنرپیشه قدیمی بالیوود پدر سانجی دات و همسر نرگس هر دو بازیگر) شما میتونستین جمعیت فراوان خبرنگارا و طرفدارای ستاره هارو ببینین که تا چه حد آزادانه با هاشون رفتار میشد به هر حال ساخت چنین فیلمایی بی تاثیر نیستن مثلا  2005 Swedes (صد ملت: هند) (فروش متوسط) بیشتر در رابطه با شرایط و اوضاع زندگی و کیفیت در هندوستانه ، شاید به سرگرم کننده ای  Phir Bhib Dil Hai Handustani نباشه اما خب مث این که ما از فیلم زندگی گاندی انتظار دیدن یه فیلم کاملا سرگرم کننده داشته باشیم هر فیلم زمینه و حمایت خاص خودش داره که این زمینه از چارچوب و قاعده کلی که برای اون در نظر گرفتن بوجود می یاد با توجه به استقبال بی نظیر مردم در روزای اول اکران PAHELI ، امید زیادی به موفقیت اون دارم و فکر کنم که تماشاگرا از داستان فیلم لذت ببرن من خودم عاشق کمدی هستم PAHELI یه فیلم کمدی نیست اما لحظات شاد زیادی داره

آمول پالکار جزو اولین کارگردانای مطرحیه که باهاش همکاری داشتی ؟

 بله ، من در ابتدای ورودم به این صنعت با مانی کوال سر فيلم 1992 Idiot و با خاندان شاه 1994: Kabhi Haan Kabhi Naa  (گاهی ها گاهی نه) وبا کتان مهتا 1993: Maya Memsaab (مایا خانم) 1995: Oh Darling Yeh Hai India : عزیم این هند) کار کردم که همه اونا جزو بهترینا و حرفه ای ترین کارگردانا هستن اما بعنوان تهیه کننده پاهلی برای اولین بار بود که تونستم یه کارگردان پیشرو و مطرح برای کارم انتخاب کنم در اون سالها من جوانتر و عجولتر از اونی بودم که ازاین کارگردانا چیزی بیاموزم یادم می یاد که همیشه دوست داشتم زودتر کارم تموم کنم و به خونه برگردم

خبرای زیادی راجعبه تفاوت نظرا و دیدگاه های شما و آمول پالکار شنیده میشه ؟

شاهرخ :  به نظر شما این تفاوتها طبیعی نیست ؟ انسانا همیشه با هم فرق دارن من با کارن جوهر (نویسنده ، کارگردان ، طراح لباس ، بازیگر) و فرح خان (طراح حرکات موزون ، کارگردان ، نویسنده) نیز تفاوتهای زیادی دارم و سلایق و دیدگاه هامون مختلفه اما دوستای بسیار خوبی هستیم پس این اختلافا به هیچ وجه مهم نیستن آمول پالکار بطور کلی برام تجربه جدید و متفاوتی بود اما حالا با اطمینان میتونم بگم که به عنوان تهیه کننده به پاهلی افتخار میکنم و بسیار دوستش دارم .

قهرمان فیلم کیه ؟

رانی موکرجی نقش اصلی داره و شاید به نوعی نقش من نقش مکملش باشه دوتا نقش مکمل داره (نقش روح و شوهر رانی تو فیلم شاهرخ داره) من عاشق داستان فیلمم و اون بصورت قصه برای بچه هام تعریف کردم اونا خیلی از این قصه خوششون اومد و من فهمیدم که این فیلم رو بچه هام تاثیر داره و اونا از دیدن این داستان زیبا لذت میبرن

بچه هام تونستن این داستان درک کنن و اون تصور کنن و این خیلی زیبا بود مردم پاهلی دوست دارن و من فکر نمیکنم فقط بخاطر من باشه و این که داستان فیلم بطور کلی بر روی قهرمان مرد فیلم باشه چون مسلما چهره ام در این فیلم اینقدر جذابیت نداره که تماشاگرارو تنها به خاطر دیدن من به سینما بکشونه و کسانی که با تصور دیدن یه تصویر شیک و تروتمیز از من به دیدن پاهلی میرن معمولا ناامید میشن .

شمام عاشق تصویر خودتون با سیبیل شدین ؟

نه واقعا نه ! زیاد با اون سیبیلا راحت نبودم مخصوصا این که ما برای فیلمبرداری تو راجستان بودیم و در اونجا معمولا دمای هوا 40 درجه سانتی گراد و معمولا تحمل این گریم چسبناک برام خوشایند نبود .

 

حالا اگه شاهرخ بخاطر یه زره سیبیل اعصابش خورد شده تو فیلم 2000 : Hey Ram! (ای خدا) چطو خودش تحمل کرده اونجا ریش داشت

شاهرخ : امیدوار بودم که مردم بعد دیدن فیلم به خونه برن و از خدا بخوان که یه روح عاشقشونشه! همه مردم میدونن که تو سینما میشه غیر ممکن هارو ممکن کرد و همه چیز برای شما قابل باورتر جلوه بده .

کارن جوهر و سونیتا منون دوستای صمیمی من هستن که به روح و این طور چیزا اعتقاد زیادی دارن هر چند من زیاد این حرفا قبول ندارم اما خب وقتی مردم میتونن باور کنن که یه مرد بعد مرگش برا نجات همسرش باز میگرده (فیلم هالیوودی روح) چرا پاهلی رو باور نکنن؟ اگه تماشاگرا میپذیرن که زنی در سن 80 سالگی هنوزم مانند 18 سالگیش عاشقه (تایتانک) چرا نتونن پاهلی بپذیرن ؟ و همیشه همینطور بوده و شما در سینما چیزی رو میپذیرین که شاید براتون قبل از اون قابل تصور نبوده همونطور که مردم VEER ZAARA دیدن و باور کردن که یه انسان میتونه به خاطر باورهاش و عشقش 22 سال تو زندون بمونه و حرفی نزنه . 

سینما همیشه تاثیر گذار بوده مثلا شما همیشه میبینین که این مسئله مطرح میشه که سیگار کشیدن بازیگرا در فیلما بر روی تعداد افراد سیگاری جامعه تاثیر میذاره و به نوعی بدآموزیه 

 

 بنظر میرسه پاهلی طرفدارات متحیر کنه ؟

شاهرخ : چرا ؟ پاهلی فقط یه داستان عاشقانه بین یه زن و مرد یه روحه و این طور پیش امده که که من هر دو نقش مرد و روح بازی کنم (باخنده) من همیشه این باور دارم که داستانای عاشقانه و رمانتیک بیش از هرچیز تو سینمای هند و در بین تماشاگرای ما طرفدار داره فکر کنم فیلمای رمانتیک نقطه قوت سینمای ما باشه همونطور که فیلمای اکشن و تخیلی نقطه قوت سینمای غرب و فکر کنم هر زمان اونا خواستن فیلم عاشقانه کاملی بسازن چندان موفق نبودن لحظات عاشقانه زیادی در سینما ما هست که ماندگار شدن

شاهرخ : یه دوست آلمانی دارم که همیشه میگه : تکنولوژی ما کامل بی نظیر اما ما فراموش کردیم که چطور باید تو فیلمامون اشک بریزیم و بخاطر اینکه اونا را به یاد بیاریم باید سراغ سینمای شما می یایم  .

شاهرخ : فکر میکنم همه اینا به این خاطر که داستانای عاشقانه ما ازاعماق قلبمون می یاد وبه همین علت به دلا میشینه و قلباروتسخیر میکنه

گفته بودی که دیگه از بازی تو فیلمای عاشقانه و رمانتیک خسته شدی ؟

بله ، مث اینه که بگم از مسافرت با ماشین خسته شدم اما مطمئنا منظورم این نیست که دیگه سفر نمیخوام بکنم  داستانای عاشقانه زندگی های ما هستن و من باور دارم که هر داستانی که ما میگیم در انتها به نوعی به یه داستان عاشقانه میرسه من واقعا از حضور در فیلمای عاشقانه تکراری و شبیه هم خسته شده ام اما پاهلی کاملا متفاوت من احساس میکنم که زمان این رسیده که تو یه سال بیش از سه فیلم بازی نکنم و این سه فیلمم فیلمهایی باشن که واقعا اونارو قبولشون دارم و صادقانه دوستشون دارم و سعی میکنم که همیشه متفاوت کار کنم همینطور که پیش از این هم دوست داشتم کارهای متفاوتی انجام بدم با این حال نمیدونم چرا بعضی مواقع با وجود تفاوتای زیاد فیلمام پایانی شبیه بهم داشتن مث 1993: DAAR (ترس)

کاملا باهم متفاوت بودن و این چیزی بود که من با آگاهی اونارو انتخاب کردم .

حالا به مرحله ای رسیدم که میتونم فقط در فیلمی که واقعا دوست دارم بازی کنم و با کارگردانی که واقعا قبول دارم کار کنم و نگران نتیجه و پی آمد اون نباشم اما همیشه این در نظر داشته ام که فیلمام پیام اجتماعی موثری داشته باشه PAHELI در مورد تنهایی و بی کسی زن روستایی که توسط همسرش نادیده گرفته شده من نمیدونم شاید Swades فروش فوق العاده ای نداشت اما من هیچ گاه از حضور دراون پشیمون نیستم و بهش افتخار میکنم   PAHELIهم همینطوره من دوست دارم مردم PAHELI رو فقط به خاطر آهنگاش نگاه نکنن هر چند که فیلم موسیقی بسیار زیبایی داره که من عاشقش هستم و در پایان تنها یه چیز میتونم بگم اگه عاشقین از پاهلی لذت میبرین .

 

 

 

آهنگ كابهي الوداع ناكهنا

Tum ko bhi hai khabar
Mujhko bhi pata
Ho raha hai judaa
Dono ka raasta
Dur jaake bhi mujhse tum meri yaadon main rehna
Kabhi alvida na kehna
Kabhi alvida na kehna 

Jitni thi khushiyaa
Sab kho chuki hai
Bas ek gham hai ki jaata nahi
Sam jha ke dekha behla ke dekha
Dil hai ki chain isko aata nahi
Aasoo hai ki hai angarai
Aag hai ab aankhon se behna
Kabhi alvida na kehna

Rut aa rahi hai rut jaa rahi hai
Dard ka mausam badla nahi
Rang yeh hamko itna hai gehra
Sadiyon bhi hoga halka nahi
Halka nahi
Kaun jaane kya hona hai
Hum ko hai ab kya kya sehna

Kabhi alvida na kehna
Kabhi alvida na kehna

Tum ko bhi hai khabar
Mujhko bhi pata
Ho raha hai judaa
Dono ka raasta
Dur jaake bhi mujhse tum meri yaadon main rehna
Kabhi alvida na kehna
Kabhi alvida na kehna

تو هم با خبري
من هم مي دانم
دارند جدا مي شوند
راه هر دو ما
اگر از من دور هم شدي .در خاطراتم بمان
هيچ وقت نگو خداحافظ
هيچ وقت نگو خداحافظ

هر چه شادي
همه گم شدند و رفتند
فقط اين غم است كه قصد رفتن ندارد
سعي كردم بهش بفهمانم . سعي كردم سرگرمش كنم
ولي اين قلب انگار نمي خواهد آرام بگيرد
اينها اشك است يا خاكستر داغ ؟
اين چيزي كه الان از چشمانم مي بارد آتش است
هيچ وقت نگو خداحافظ

فصل ها مي آيند و مي روند
ولي فصل درد و رنج هرگز تغيير نمي كند
رنگ ما آنقدر تيره است
كه با گذشت قرنها هم روشن نخواهد شد
روشن  نخواهد شد
چه كسي مي داند چه خواهد شد ؟
و ما از اين پس چه چيزهاي ديگري را بايد تحمل كنيم

هيچ وقت نگو خداحافظ
هيچ وقت نگو خداحافظ

تو هم با خبري
من هم مي دانم
دارند جدا مي شوند
راه هر دو ما
اگر از من دور هم شدي .در خاطراتم بمان
هيچ وقت نگو خداحافظ
هيچ وقت نگو خداحافظ

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:40  توسط مرضیه  | 

کارینا کاپور

 

تيپ مورد علاقه:يه شلوار جين و يه تيشرت چيزيه كه اكثرادر بيرون از منزل  تن كارينا مي بيند وقتي هم تو خونه ست ترجيح مي ده از اون لباس هاي سنتي و راحت هندي بپوشه.اون فقط وقتي به يه مهموني و يا جاي رسمي مي ره به خودش ذلم زيمبو اويزان مي كنه و كلا از ارايش و تزيينات زياد متنفره.

شما تو كيفش:يه روژ لب يه مداد چشم كليد هاي خونه چند تا كرديت كارت و دو تا گوشي موبايل پيدا مي كنين.

اولين بار تو كلاس چهارم بود كه احساس كرد كسي رو دوست داره به گفته ي خودش اون پسري بود كه بغل دست  كارينا مي نشست و كارينا بيشتر از همه با اون صحبت مي كرد و صميمي بود و براي اولين بار احساس كرد بهش علاقه داره ولي اين احساس4-5 ماه بيشتر طول نكشيد و زود تموم شد.

اولين رابطه جدي با يه پسر:من براي اولين بار تو 17 سالگي دوست پسر پيدا كردم ولي اين ماله خيلي قديمه و من به سختي مي تونم به خاطرش بيارم.

كارينا مي گه :فكر مي كنم براي اولين بار وقتي براي درس خوندن به بوستون رفتم فهميدم كه دلم نمي خواد اين كار رو بكنم و اون موقع بود كه كم كم متوجه شدم دلم مي خواد هنرپيشه بشم.

اولين مسافرت:من حدود 8 سال داشتم كه براي اولين بار با خانوادم به مسافرت رفتيم و هونگ كونگ رو گشتيم اين اولين سفر من بود و من خيلي هيجان زده شده بودم.

چيز هاي مورد علاقه:وقت گذروني...من عاشق خوابيدنم و اگه كار نداشته باشم و امكانش باشه يه چرت نيم ساعته مي زنم من همچنين عاشق تماشاي فيلم هستم و سريال مورد علاقه من فرندز است من دي وي دي هاي اين سريالو دارم و همشو تماشا كردم.

محل مورد علاقه براي گذراندن تعطيلات:سويس چون جاي زيبايي هست

تكيه كلام:اوه خداي من...

چند تا سوال:

تا حالا تنبيه شدي ؟البته 100 دفعه مامانم هميشه منو تنبيه مي كرد اخه من وقتي حدود 15 ساله بودم شبا با دوستام بيرون مي رفتم و خيلي دير بر مي گشتم و مامان منو10-15روزي منواز بيرون رفتن منع مي كرد منع مي كرد و وقتي 18 سالم بود چون شروع به كار كردم مامانم كليد هاي خونه رو به من داد ولي قبل از اون من مي بايست كه زنگ مي زدم و مامانم دقيقا مي دونست كه چه ساعتي برگشتم خونه.

ترسناك ترين لحظه زندگي:فكر كنم قبل از اكران اولين فيلمم بود من واقعا ترسيده بودم البته بعدش عادت كردم و همچنين من نمي تونم تو تاريكي بخوابم و موقع خواب چراغ رو خاموش نمي كنم هيچوقت هم سعي نمي كنم كه فيلم هاي ترسناك ببينم چون خيلي مي ترسم

خيلي گريه مي كني؟خيلي من مي تونم اندازه ي يه استخر گريه كنم من معمولا به اهنگهاي فيلم هاي قديمي خودم گوش مي دم و گريه مي كنم و فكر مي كنم كه اون فيلم چه تاثيري تو زندگي من داشته

خوراكي مورد علاقه؟شكلات ...من كلا خيلي شكمو هستم و حتي بعد از شام كه مي خوام تلوزيون تماشا كنم بايد يه چيزي بخورم من لذت مي برم از اينكه برم سر يخچال و توشو نگاه كنم و ببينم چه چيزي براي خوردن داريم.

عاشقه...: تاپ و كمربند هستم و يه كمد پر تاپ و كمربند دارم

دوست داري خريد كني؟زياد نه من خريد كننده ي خوبي نيستم اكثرا وقتي مي رم به يه كشور خارجي خريد مي كنم مخصوصا تو لندن كه باشم

رومانتيک ترين  موقعيت: بودن تو يه جاي خلوت  اروم و بي سر و صدا و گوش دادن به موسيقي

در مورد شاهيد:

اولين ملاقات ما خيلي معمولي بود و توي خونه ي يكي از دوستاي مشتركمون به هم ديگه اشنا شديم و توي مهموني هاي مختلفه دوستم با هم ملاقات داشتيم و بعد شروع كرديم تلفني صحبت كردن به سينما رفتن و ...

اين رابطه خيلي عاليه ما با هم ديگه براي شام مي ريم بيرون يا با دوستامون مي ريم كافي شاپ خيلي خيلي جدي نيست ما هردومون با جديت كار مي كنيم و گاهي حتي يه هفته همديگه رو نمي بينيم البته هيچ اجباري وجود نداره ما يه همديگه فضايه كافي مي ديم و همديگه رو تحت فشار نمي ذاريم من اغلب مي دونم شاهيد كجاست و چيكار مي كنه ولي نه هميشه در حال حاضربراي  روابط جدي خيلي زوده.

لحظات جالب:اون به من در روز تولدم يه گردنبند الماس خيلي خوشگل هديه داده...به نظر من با شاهيد به مسافرت رفتن و جاهاي مختلف رو ديدن خيلي جالبه ولي من به اين سفرها رومانتيك نمي گم چون ما همش مجبوريم كار كنيم.

بهترين روش شاهيد براي خوشحال كردن كارينا:اينه كه به من گل داوودي هديه بده اخه من عاشقه اين گلم

كارهايي كه كرينا براي خودش انجام مي ده:

تختخوابتو مرتب مي كني؟ نه

قفسه هاتو تميز مي كني؟ مجبورم چون مامانم روزي صد بار مي گه كه قفسه ها رو تميز كن منم براي جلب رضايتش اين كارو مي كنم

گردگيري؟ من متنفرم از اينكه دور و برم پر از گرد و خاك باشه پس هميشه اين كارو انجام ميدم.

ايا صبحانه مي خوري؟ نه چون من هميشه دير مي كنم و مجبورم كه عجله كنم پس وقت صبحونه خوردن ندارم

ناخن هات رو خودت درست مي كني؟ نه من يك مانيكوريست مخصوص دارم

ايا لباساتو خودت اطو مي كني تو موارد اضطراري بله وگرنه خدمتكارها اين كارو انجام مي دن.

كارينا متولد 21 سپتامبر سال 1980 در بمبئي مي باشد .

پدربزرگ او اسطوره هند يعني راج كاپور مي باشد . پدر او رندهير كاپور و مادرش بابيتا كاپور است و در نهايت خواهر كريشما كاپور يكي از ستارگان بالييود مي باشد . او در خانوداه اي كاملا سينمايي متولد شد .

اولين پيشنهاد بازيگري ر ا راكش روشن براي بازي در فيلم بگو عشق وجود دارد (kaho naa pyaar hai ) در كنار هريتيك روشن به او داد ولي نپذيرفت و سرانجام اولين تجربه بازيگري را در كنار آبشيك پاچان كه او هم اولين تجربه بازيگريش بود در سال 2000 در فيلم پناهنده ( Refugee ) كسب كرد . ولي اين فيلم شكست خورد . كارينا سپس به بازي در كنار هريتيك روي آورد و فيلم خاطره ها ( Yaadein ) كه اولين همكاري اين دو بود در سال 2001 . و بعد از اين در 3 فيلم ديگر نيز باهم بودند . فيلم با م دوست مي شي ( Mujhse dosti karoge) در كنار راني موكي جي . من ديوانه عشق هستم ( Main prem ki deewani hoon ) در كنار آبشيك پاچان و فيلم گاهي خوشي گاهي غم ( Kabhi khushi kabhi gham ) در كنار شاهرخ خان و كاجول .

كارينا در كنار فردين خان هم زوج هنري خوبي توانست ارائه دهد و آنها بعد بازي در فيلم خوشي ( khushi ) به عنوان زوج هنري معرفي شدن و از ديگر همكاري او با فردين خان مي شود فيلم هاي فدا ( Fida ) و فرشته ( Dev ) را نام برد . از ديگر فيلم هتاي او مي توان : غريبه ( Ajnabee) در كنار بابي دئول و آكشي كمار و تلاش ( Talaash ) در كنار آكشي كمار . كارينا در چند سالي از دوران بازيگريش سپري شده است و تنها يك نقطه تاريك در كارنامه خود دارد و آن هم مشكلاتي است كه بخاطر غرور بيجايش او نصيبش شده بود . او بارها وبارها در فيلمهايش با ديگران درگيري لفظي داشته است . كارينا در سال گذشته با شاهيد كاپور بازيگر جوان و تازه كار بالييود روابطي داشته است كه به عشق و عاشقي انجاميده و در واقع وجود رابطه بين انها تيترهاي داغي براي روزنامه ها بوده . آنها در فيلم فدا باهم همبازي بودند در فيلم به هم ميرسيم ( Milenge milenge ) نيز با شاهيد همكاري دارد كه هنوز اكران نشده است .

كارينا سال گذشته بسيار عالي بازي كرد و با بازي در فيلم فرشته ( Dev) توانست مورد توجه منتقدين قرار گيرد و موفق به درياف جايزه شد . او در سال 2005 در فيلم بي وفا ( Bewafaa) در كنار آنيل كاپور و آكشي كمار بسيار درخشان ظاهر شد . فيلم براي اينكه ( Kyon ki .....) را آماده اكران دارد كه با سلمان خان همبازي است . ضمن اينكه مشغول بازي درفيلم دوستي ( Dosti ) مي باشد كه در اين فيلم بابي دئول آكشي كمار . جو هي چولا بازي مي كنند . و قرار است درفيلمي در كنار آبشيك كه ساخته پدرش است نقش آفريني كند . خوب اينم از كارينا كاپور اميدوارم خوشتون بياد . ..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 15:37  توسط مرضیه  | 

سلام چطورین دوستان ؟

من ازامروز شروع کردم دیگه واقعاْ می خوام این وبلاگ وخیلی جدی راه بندازم .

امیدوارم خوشتون بیاد .

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:13  توسط مرضیه  |